ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1142

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

قرآن آشنا كرد چه با اين مقدمه خواندن قرآن بر محصل آسان مىشود . سپس ميگويد : چه غفلت و بىخبرى شگفتى مردم بلاد ما را فرا گرفته كه كودك را در آغاز سنين به فرا گرفتن كتاب خدا واميدارند ، و او چيزى را كه نميفهمد ميخواند و در امرى رنج ميبرد كه مسائل ديگرى مهمتر از آن در خور فهم وى وجود دارد . و گويد : آنگاه بايد محصل اصول دين را بخواند و سپس اصول فقه را فرا گيرد و از آن پس به علم جدل آشنا شود و بحديث و علوم آن بپردازد . و با همهء اين وى آموختن دو دانش را با هم منع مىكند ، مگر آنكه متعلم به علت فهم نيكو و نشاط شايستگى داشته باشد . اين است روشى كه قاضى ابو بكر ( رح ) بدان اشاره كرده است و ميتوانيم سوگند ياد كنيم كه روش پسنديده‌ايست . منتها عادات مساعد پذيرفتن آن نيست و عادات بر احوال بيشتر تصرف دارد و علت اينكه عادت بر اين جارى شده كه بخصوص قرآن را در تعليم بر ديگر مواد مقدم ميدارند از نظر برگزيدن تبرك و ثواب و هم از بيم آن است كه مبادا در نتيجهء پيش‌آمدهائى كه براى فرزندان در دورهء جنون كودكى پيش مىآيد مانند آفات ( گوناگون ) و جدايى از كسب دانش ( ترك تحصيل ) ، فرصت ياد گرفتن قرآن را از دست بدهند ، زيرا فرزند تا هنگامى كه صغير است و تحت تكفل پدر و مادر مىباشد مطيع فرمان آنهاست ، ولى هنگامى كه از مرحلهء بلوغ درگذرد و خود را از زير فرمان اجبارى پدر و مادر رها بيابد چه بسا كه غرور جوانى او را در پرتگاه بىكارگى و تنبلى فرو افكند - از اين رو در دورهء تكفل فرزند كه ناچار تحت فرمان اجبارى پدر و مادر است مغتنم ميشمرند كه او را به خواندن قرآن وا دارند تا مبادا اين دوره سپرى شود و در اين امر تهيدست بار آيد . ليكن اگر بادامهء تحصيل كودك يقين حاصل كنيم و اطمينان بيابيم كه تعليم‌پذير است . آن وقت عقيده و روش قاضى ( ابو بكر ) شايسته‌ترين شيوه‌ايست كه آن را مردم شرق و غرب پذيرفته‌اند ، ولى خدا ( آنچه بخواهد ) حكم مىكند حكم او را